گونه شناسي گردشگري خانه هاي دوم و اثرات آن در نواحي روستايي
از آنجا كه گردشگران روحيات، خصلت ها، انگيزه ها، آموخته ها و آرزوهاي گوناگوني دارند و سلسله مراتب ارزشي آنان نيز متنوع و پيچيده است، مي توان انتظار داشت الگوهاي رفتاري متفاوتي نيز از تدارك خانه هاي دوم و گذران اوقات فراغت در روستا از خود نشان دهند. لذا اين امكان وجود دارد كه با توجه به شيوه هاي زندگي آنان بتوان گونه هاي مختلف گردشگران را متمايز نمود و با مشاهده، جمع آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل آثار و پيامدهاي ناشي از گسترش خانه هاي ييلاقي در طول زمان بتوان به ارتباط ميان اثرات و پيامدهاي گسترش خانه هاي دوم با گونه هاي مختلف گردشگران پي برد (William, Stephan, 1998). پيامدهاي ناشي از گذران اوقات فراغت گونه هاي مختلف گردشگران خانه هاي دوم بر محيط ميزبان، طيفي از اثرات مثبت تا منفي را در بر مي گيرد. براي مثال ممكن است در ساخت خانه هاي دوم به هماهنگي و توازن آن ها با هويت كالبدي روستا توجه كافي مبذول نشود (Mathieson & Wall, 1982, 29) و به اين ترتيب با برهم زدن زيبايي بصري و تخريب پوشش گياهي به حس مكاني روستا آسيب وارد آيد (Wall & Smith, 1982, 136). در نتيجه از زيبايي محيط طبيعي كاسته و به خاطر طرح نامناسب و يا موقعيت حساب نشده خانه دوم، مهمترين معيار ارزيابي هويت كالبدي روستا يعني تمايز از غير و تشابه با خودي لطمه مي بيند (ادينگتون، 1374، 87). با كشف پيچيدگي ها و نظام حاكم بر الگوهاي رفتاري گردشگران مي توان اثرات متفاوت ناشي از حضور ساكنين مختلف خانه هاي دوم را به درستي شناسايي و به صورت علمي به گونه اي مديريت نمود كه به ارتقاء كيفيت محيط و شرايط زندگي جامعه روستايي ميزبان بيانجامد و تبعات نامطلوب ناشي از اثرات منفي آن را به حداقل رساند.
منبع:http://farivar-b.blogfa.com